گیس گلابتون
این مجموعه برداشتی است از وضعیت امروزی کارگاه سرامیکسازی-صنایع دستی. من بعنوان دانشآموخته رشتهی صنایع دستی وضعیتی را تجربه کردم که اثرات آن در این پروژه نیز لمس میشود. صنایع دستی و مشاهده مشکلات آن بهانهی شد برای نمایش ما در فضایی خسته و درگیر از معذوریتهای سنتی در حفظ میراثی چندپاره که حاصلی است از بیتوجهی به زیرساختها اما محصورشده در تزیینگری و سرمست از جذبههای روبنایی. آرایههایی که اقبال آنها نیز به صرف تکرار کمرنگ شدهاند.
اما، خلق و درک این آثار تحت تاثیرِ زیستن در این برههی خاص از زمان(1351-1398) و مکان(ایران- تهران) امکان پذیر شد و صنایع دستی تنها تمثیلی بود برای نمودِ برشی از حقیقت زمانهی ما.
کلید واژه: تزیینگری، تکرار، زیرساخت، کارگاه صنایع دستی داستانپور- اصفهان ، کارگاه صنایع دستی حسین میبدی- میبد، کارگاه صنایع دستی برادران توسلیان- نطنز، سفالگری
فرآیند اجرای پروژه:
این مجموعه بخشی از پروژه "تحول انگاره یا پارادایم شیفت" به کیوریتوری خود هنرمند میباشد. در این قسمت با درخواست از چندین کارگاه سرامیک، بستههایی از گل که در اثر مرور زمان خشک شده و قابلیت کار نداشتند را جمع آوری کرده و با الهام از نقوش معمول در تولیدات سرامیکی، نقشزنی شدند. با توجه با اینکه پخت گل توپر به این ابعاد، غیرمعمول بوده و شکستن آنها طی پخت ناگزیر است، با اینحال در تلاشی بیهوده سعی شد، طی فرآیندی بسیار کند، پخت شوند.
همچنین سه شهر(نطنز- اصفهان- میبد) که یکی از مراکز مهم در تولیدات صنایع دستی سرامیکی هستند، سفرکرده و با در اختیار قرار دادن این قطعات به یک کارگاه مهم در هر شهر، درخواست شد که نقوشی را که برروی تولیداتشان اجرا میکنند را نیز روی این قطعات نقشزنی کنند.
این قطعات با معرفی نام کارگاهشان در نمایشگاه ارائه شدند. متاسفانه صنعتگران کارگاه نطنز، با اعتراض به نبودن نامشان در لیست هنرمندان شرکت کننده در نمایشگاه، اجازه معرفی نام کارگاهشان را نداده و به رسم امانتداری سفارش انجام شده در فضای نمایشگاه ارائه نشد!
متریال: 15 بسته گل پخته شده - لعاب - دمای پخت 1000 درجه سانتیگراد
گیس گلابتون نامی است شاعرانه برای ایران.
