Joomla

متن بیانیه نمایشگاه انبساط به زبان فارسی

 

تحول‏ انگاره

 

 پایبندی به چارچوبها و قوانین رشته‌ایی، بستر و پیششرطی لازم برای احراز هویت است. این پیششرط تا زمانی میتواند مثبت قلمدادشود که پاسخگوی سوالات زمانه‎ی خود باشد.  بنابراین برای ادامه‎ی حضور در این چرخه، نیاز به تجدید نظر در برخی فرضیات و باورهای حاکم، از ضروریات می‌باشد.

 

کلیدواژه: تحول، انگاره، سرامیک، تنش، موم‎سانی، حمید جبلی، محمود محرومی، رجحانه حسینی

 

این پروژه با همراهی دو هنرمند بینارشته‏ایی حمید جبلی و محمود محرومی و همچنین رجحانه حسینی بعنوان کیوریتور و هنرمند اجرا شد. این آثار در نمایشگاه انبساط از مجموعه نمایشگاه‏های برگزار شده از سوی انجمن هنرمندان سفالگر در سال  1397 و در خانه هنرمندان تهران نمایش شد.  

 

 

 

"تحولانگاره"[1]

 

این مجموعه یکی از بخش‌های نمایشگاه گروهی انبساط است که با آثاری سرامیک بنیان و نگاهی بینارشته­ایی، در پاییز 1397 در گالری زمستان، خانه هنرمندان ارائه شد. متن پیش‏رو توضیحات مختصری از روند شکل­گیری نمایشگاه است که مطالعه‌ی آن ، برای روشن شدن هدف پروژه و  فهم بیشتر آثار پیشنهاد می‌شود.

 

ایده "تحول انگاره" در امتداد رویکردِ نمایشگاه‏های سرامیک بنیان(شکستنی و مرز) شکل‎‍‍‌گرفت. برای تبیین این جریان ذکر چند نکته ضروری است. مقصود از سرامیک بنیان، تنها ساخت یک اثر با متریال سرامیکی نیست. بر اساس این رویکرد، اثری سرامیک بنیان است که خوانش آن وابسته به مولفه‎های سرامیکی باشد. ازاین‏رو، شناخت مختصری از تکنیک‏ها، خواص شیمیایی، فیزیکی و ظاهری سرامیک‏ها یکی از پیش شرط‏های لازم برای هنرمند در پردازش اثر و همچنین مخاطب برای دریافت مفاهیم آن است. می‎توان گفت، اثر سرامیک بنیان، اثری چند لایه است. مطابق با این منطق، ارجاع از اصول علمی، پشتوانههای تاریخی، خرده روایتهای بومی و کاربردی از اشیا سرامیکی، می­تواند دریچه‏ایی برای ورود به یکی از لایه‏های اثری باشد که لزوما شیی سرامیکی در آن حضور ندارد و با رسانه‏هایی همچون عکاسی، نقاشی و یا فیلم در ارتباط است.

 

تحول‎انگاره، پروژه‌ایی مشارکتی و با ارجاع از یک قانون علمی در سرامیک است . اطلاق پروژه‏ مشارکتی را مناسب میدانیم، زیرا که با هدفی مشخص و با صرف هزینه و زمانی محدود به نتیجهایی غیرقابل تکرار دست‎یافت‏. در این پروژه،، شکل‌پذیری یا خاصیت پلاستیسیته، اساسی­ترین ویژگی علمی در سرامیک‏ و مهمترین قابلیت در کارپذیری گِل، دست مایهایی  برای ایدههای شخصی هنرمندان در تعمیم به مسائل اجتماعی، سیاسی یا امر روزمره شد.

 

اولین قدم برای ساخت یک شیء با سرامیک‏، شناخت ویژگی شکل‏پذیری است. در تعریفی ساده از این خصوصیت می‏توان گفت؛ با وارد شدن نیرو بر گِل، تغییر شکل ایجاد شده و حذف نیرو باعث برگشت آن به حالت اولیه نمیشود. این توانایی برای انواع گِل‏های سرامیکی متفاوت است و یک آستانه تحمل برای آنها وجود دارد. افزایش نیرو بیشتر از حدِ این آستانه میتواند باعث تخریب شیء شود. سرامیستها برای ساخت یک اثر ابتدا سه مرحله را طی میکنند؛ 1- تهیه گل با پلاستیسیته‏ مناسب برای ساخت فرم مورد نظر خود که به­صورت مرسوم در بستههای 10 تا 20 کیلویی است 2- مرحله آماده سازی گل یا ورز دادن  3- مرحله شکل دادن یا ایجاد کنش پلاستیک در گل.  آثار هنرمندان پروژه‌ تحول انگاره؛ حمید جبلی، محمود محرومی و رجحانه حسینی برداشتی مفهومی براساس یکی از این سه مرحله است.

 

مرحله آماده‎سازی یا ورز دادن گل مبنای ایدهی حمید جبلی، هنرمندی متواضع و به دور از قیل و قالهای سلیبریتی مابانه، قرارگرفت. جبلی اکنون بیشتر مشغول به عکاسی و نقاشی است. صدای ایشان یادآور نمایش عروسکی طنز و آموزنده‏ایی است که از دهه 60 تا کنون با دوران کودکی نسل‎های متعددی همراه بوده‌است. از نظر دعوتکننده، این ادبیات طنز با هوشمندی زیرکانه‎ایی در شکل‎پذیری، ذهنِ خام کودکان موثر بوده‏است که یادآور مرحله ورز دادن در کارگاه سفال می‎باشد. او برطبق آنچه از نحوه ورزدادن گِل در کارگاه‌های سفال به یاد دارد، عکس‏هایی از این روش سنتی می‎گیرد و آنها را با نقوش مرسوم برروی سفالینه‏ها تلفیق میکند. نقوشی که به­زعم بسیاری از مخاطبان این رشته، بهترین گزینه در یادآوری یک شیی سفالی است. بیانیه هنرمند پیرنگ اصلی این آثار است، حمید جبلی مصداق‏ ورزدادن و انتخاب تصاویر را به شیوایی در متنی شاعرانه بیان کرده‎است.

 

محمود محرومی، با برداشتی مفهومی از کنش پلاستیک برای شکل دادن به یک قطعه گِل، اثر "یادزدودگی" را در این نمایشگاه ارائه می‌دهد. برای اجرای این قسمت و ایجاد بیشترین حد از کنش پلاستیک در گِل، 30 بسته 20 کیلویی گِل سفال، زیر چرخ "لودر" قرارگرفت. لودر از مهمترین ماشین آلات خاک‌برداری و عمرانی است، استفاده از لودر به ایده‏ کلی این نمایشگاه مرتبط است و به­ عنوان نمادی برای ایجاد تغییر و سازندگی در این پروژه مد نظرقرارگرفت. محرومی با حضور هنگام اجرای این مرحله، و دریافت خود از رفتار شکل‌پذیرِ گل زیر چرخهای لودر، از این رفتار بعنوان ایده برای خلق اثری در نقد یک مشکل اجتماعی، استفاده کرد. او این رفتار را همچون تجاوزی قلمداد میکند که اثر آن بر قربانی برای همیشه باقی خواهدماند و معتقداست، این تغییر شکل و خشونت، وجهی ماندگار در وجود قربانی دارد. محرومی، هنرمندی چند رسانهایی است، که در آثارش بیشترین نقد را به مسائل سیاسی و اجتماعی روز دارد و با حساسیت و دقت زیادی متریال را متناسب با ایده‏ انتخابمیکند. قطعات نامنظم و شکسته شده از اثر چرخ لودر، پخته شد و محرومی توانست با خلق چیدمانی موقت از این قطعات، نمادی از هویتی لهشده از خشونت را در هیبتی استوار، چند پاره و خشن نمایش د‎هد. محمود محرومی پذیرش هویت جدید و عادی‏سازی خشونت توسط رسانههای قدرت را مرهمی ظاهری دانسته و در اثر "یادزدودگی"  یادمانی را در نقد رفتارهای غیرانسانی که بر "نادیا مراد[2]" انجام گرفت، بناکرد.  

 

[3]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رجحانه حسینی، گردآورنده این مجموعه نیز به­عنوان یکی از هنرمندان شرکت کننده در پروژه تحولانگاره حضور دارد. او در طی سال‏ها تدریس و فعالیت حرفهایی در زمینه سرامیک با چالش‏هایی همچون آموزش غیرآکادمیکِ دانشگاه‏ها در رشته صنایعدستی گرایش سفال و سرامیک و اصرار بر اصالت­مند کردن آثار در این رشته  با تکراری از تزیینات سنتی، روبه­رو بوده است. او بیشترین آسیب را در این حرفه، شیفتگی تکنیک و بازتولید آثار فاخر گذشته (به­ویژه تکنیک‏های لعاب) برای کسب مقام هنرمندی دانسته که با دریافتی از فضای معلق صنایع دستی و هنر و با نگاهی انتقادی به اصرار در حفظ داشته‏هایی که بدون توجه به زیرساخت‏ها، ناکارآمد می شوند، پروژه "گیس گلابتون" را تعریف ‌کرد.

 

بسته‌ی گِل بدون هیچ کنش پلاستیک، بعنوان نمادی از انتظار برای تغییر در زیرساخت‎ها، اساس ایده‏ حسینی در این پروژه ‌شد. او بسته‏های گلی را که اغلب بر اثر فراموشی یا نگهداری نامناسب، خشک شده بودند، از کارگاه‏های سفالگری متعددی جمع آوری کرده و به جهت جلوگیری از ترک خوردگی و شکستن توده‌های گلِ 10 تا 20  کیلویی، آنها را در پروسه حرارتی بسیار کند پخت کرده، که شاید امری هزینه‏بر و بیهوده بنظرآید.

 

[4] [5]

 

 رجحانه حسینی، سه کارگاه فعال و شناخته شده در تولیدات صنایع دستی سرامیکی در شهرهای نطنز، اصفهان و میبد، کارگاه‏هایی که در یک روندی سینه به سینه از پدر تا پسر سال­ها مشغول به تولید می‎باشند، را انتخاب کرد. و حجم‎های گلی بیشکل و ترکدار را که با بندزنی سعی در حفظ حضورشان داشت را به استادان نقشزن کارگاه سپرد، تا همچون ظروف و تولیدات دیگر همان نقش‏هایی که متعارف در کارشان هست را برروی آنها نیز ایجادنمایند. او با حضور در کارگاهها و مشاهده روند فرسایشی در امر تولید و شنیدن صدای خسته پسران برای ادامه راه پدر، پاسخ به این سوال را دنبال‎می‎کند؛ بدون تغییر در برخی زیرساخت‏ها آیا چشم‎اندازی برای ادامه مسیر در آینده پیش‌روخواهیم داشت؟ او برای نمایشی شدن یک روند بی‌حاصل، با اجرای نقوش و تزیینات رنگین بر حجم‏های بی‏فرم خود، در تلاشی مضاعف در به فرجام رساندن زیرساختی ناساز را ادامهداد. در روند اجرای این طرح، مسائل و مشکلاتی پیش‏آمد که نشان‎دهنده‌ی مهمترین معضل این چند دهه‏ای گذشته در این حرفه بعنوان واحدی کوچک از جامعه بود، مخدوش شدن جایگاه‏ها به واسطه‎ی عدم اطلاع از تعاریف و موقعیت‎ها. متاسفانه صنعتگران کارگاه نطنز، با تصور هالهایی از تقدس برای تکنیک زرینفام[6] و با اعتراض به نبودن نامشان در لیست هنرمندان شرکت کننده در نمایشگاه، اجازه معرفی نام کارگاه‏شان را نداند که به رسم احترام، اثر سفارشی انجام شده، در این نمایشگاه ارائه نشد! این اتفاق گواهی بود بر یکی از چالش‏های اساسی در فضای حرفه‏ایی این رشته و همچنین یکی از اهداف گردآورنده برای طرح رویکرد سرامیک بنیان.

 

 

 

 [7]      [8]

 

[9]

 

پروژه تحول انگاره در تاریخ ده‎ام دی ماه1397 به پایان رسید اما ایده شکل گرفته از آن برای هر یک از هنرمندان این مجموعه همچنان باز است. معتقدیم این پروژه با دریافت نقدهای سازنده در زمان نمایش، که عاملی برای بالندگی و تداوم این جریان بود، به بلوغ رسید. نقدهایی که موجب شد در این مجال با اطمینان و رساتر از گامهای پیشین، اهداف رویکرد سرامیک بنیان به روشنی بازگو شود.    

 

رویکردِ سرامیک بنیان، دو هدف را دنبال می کند؛ ابتدا درخواست از هنرمندان سرامیست در توجه به بیان ایده و  استفادهی مناسب از قابلیت‏های تکنیکی و بینارشتهایی در این رسانه با دوری از برخی تعلقاتِ دست و پاگیر است. هدف دیگر آن، مخاطب قرار دادن جامعه تجسمی است که عموما با نگاه دیگری، رسانه سرامیک را جدی تلقی نمی‎کردند. شاید ارزش‏گذاری بین رسانه‏ها را مربوط به دوران مدرنیستی بدانیم، که همچنان حاکم بر نگاههای بسیاری از منتقدان و نهادهای هنری است. ولی سرامیک بنیان با نگاهی سیال و بدون وابستگی به هیچ دوره‏ایی ازتاریخ هنر بیشترین هدف خود را معطوف به ایجاد گفتگویی چندجانبه و هنرمندانه درباره‏ بیان ایده با سرامیک میداند.

 

دیدگاه گردآورنده به­عنوان یکی از سیاست­گذارهای نمایشگاه سرامیک بنیان و کیوریتور تحول انگاره برای دعوت از هنرمندان دیگر رسانه‏ها، این نبودهاست که این هنرمندان به­عنوان یک سرامیست به جامعه تجسمی معرفی شوند! و هیچ­گاه سعی در جذب این هنرمندان برای ادامه مسیر حرفه‌ایشان با متریال سرامیک را نداشته! بلکه رفتار متفاوتی را که یک عکاس، نقاش یا مجسمه ساز در گفتمانی چندرسانه‏ایی می‏تواند در پردلزش ایده‎ی خود با سرامیک بیان کند، مورد توجه‏است. بنابراین، اهمیت حضور این هنرمندان در  ارتباطی بی‌واسطه و بدون درگیری با تکنیک با سرامیک است.

 

 قصد این رویکرد، آزردن فضای تخصصی و حرفهایی سرامیست‏ها با خام دستی نیست! و با احترام به تمام قوانین و ساختارها، این مسیر بیشتر در جهت  گسترش هنرِ سرامیک است که  با عبور از قواعد متریالی خود توانسته در حد یک رسانه در هنرهای تجسمی خودنمایی کند. و اعلان برای خلق اثری که یکی از لایه‌های آن، درباره‎ سرامیک است.

 

  پروژه تحول انگاره، خود ارجاعی از قوانین سرامیک را برای بیرون رفت از نگاهی ناب و تک رسانهایی مد نظر قرار داد و با پرسش از چیستی سرامیک آغاز شد که با بیان شخصی هنرمندانِ این مجموعه، مفاهیم گسترده‌‍‌‌ایی را به­همراه داشت. اهمیت این پروژه در بسط مفاهیم از دل یک اتفاق ساده و معمول در کارگاه سفال است. خود ارجاعی از علم سرامیک به مفاهیم اجتماعی. خود ارجاعی از تکنیک برای رهایی از تکنیک‏مندی.

 

 مسئله این پروژه سرامیک به مثابه یک متریال با دریافت سنتی نیست! بلکه مسئله این پروژه نگاهی پرسشگر برای دریافت قابلیتهای بیشتر از آنچه به یک رسانه بعنوان یک متریال نسبت داده می­شد، است. مسئله این پروژه صرفِ دیدن و تمرکز بر فرم، تکنیک حتی رسانه سرامیک نیست!. بلکه حاصلی است از زندگی زیسته هنرمند که مکان‏مند و زمان‏مند است. این پروژه اعتقادی به تقدس در هنر سرامیک ندارد بلکه به ارتباط بین رشته‎های مختلف هنری و قائل به وسعت دید است. بدون هیچ تعلق خاطری بر نام آنچه نهادهای حاکم بر دوران مختلفِ هنر می‏نهند، تکثر در هنر و نابگرایی را دارای ارزش‏هایی دانسته که در هر زمانی میتوان با هوشمندی از آن بهره گرفت. و صداقت هنرمند و اصالت هنر در هم­عصر بودن با رویدادهای زیسته‏ خود است، نه فقط استفاده از فاکتورهای مد شده از عهد معاصری که همچنان در جستجوی معناست.

 



[1] -  تعبیری است که نخستین بار توسط توماس کوهن ، فیزیکدان آمریکایی، در کتاب تأثیرگذار او با نام ساختار انقلاب های فکری ابداع شد. رجوع شود به تعریف  Paradigm Shift. گردآورنده معتقداست، ما در زمانی ایستادهایم که برخی از معیارهای گذشته دیگر پاسخ­گوی پرسشها و نیازهای امروزمان نیست. و به­نظر می­رسد هنر سرامیک ایران اگر در پارادیم تغییر قرار نگیرد، برای حفظ حضورش در هنر، فاصله زیادی از رسانه‏های دیگر خواهدگرفت. با اشاره به این نکته عنوان تحولانگاره برای این مجموعه انتخاب شد.

2- نادیا مراد دختری کرد از اقلیت ایزدی و از قربانیان خشونت داعش است که به دلیل مبارزاتش علیه خشونت جنسی در سال 2018 برنده جایزه صلح نوبل شد.

[3] - عکاس شبنم امدادیان

2- کارگاه سفال سازی داستانپور- عکاس رجحانه حسینی

[5] - کارگاه سفال سازی داستانپور- عکاس رجحانه حسینی

[6] - یکی از تکنیکهای لعاب با جلوه‏ایی فلزی که در قرن 6 و 7 به اوج خود رسید و مدتی به فراموشی سپرده شد. در چند سال اخیر، اجرای این لعاب در بین سرامیست‏ها اهمیت ویژه‎ایی دارد.

[7] - کارگاه سفال سازی آقایی- میبد، عکاس رجحانه حسینی

[8] - کارگاه سفال سازی آقایی- میبد، عکاس رجحانه حسینی

[9] - کارگاه سفال سازی- نطنز، عکاس رجحانه حسینی

 

Search